X
تبلیغات
نماشا
رایتل

قدرتی به نام برق
قدرتی به نام برق 
آخرین مطالب
ذکر ایام هفته

مصاحبه با رتبه 1 رشته برق گرایش قدرت - کنکور ارشد 86

مصاحبه شونده : آقای سجاد زادخواست


" در جلسه آزمون احساس می کردم که مشابه همه تست ها را دیده ام ."

باسلام. ابتدا بیوگرافی کامل خود را بفرمایید.

من سجاد زادخواست، متولد 1364، دزفول و در حال حاضر ساکن اهواز هستم. در دوره کارشناسی، با رتبه 553، در دانشگاه خواجه نصیر در رشته برق مشغول به تحصیل شدم. در کنکور سال 86هم رتبه 1را در رشته برق گرایش قدرت کسب کردم.

در کل وضعیت تحصیلیتان چه طور بود؟

معدل دبیرستان بین18و19بود. در دانشگاه هم همین طور بود و باتوجه به این که نفرات ممتاز هر رشته می توانند بدون کنکور وارد مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه خود شوند برای من این امکان وجود داشت که بدون کنکور هم ادامه تحصیل بدهم.

از انگیزه هایی که برای ادامه تحصیل داشتید، بگویید.

انگیزه خاصی نداشتم.(با خنده) وقتی وارد دانشگاه می شوی از همان اول سال بالایی ها را می بینی که برای کنکور می خوانند، چیزی عادی می شود که تو هم به کنکور ارشد فکر کنی.

خانواده فضایی به وجود می آورد که در ترغیب شما به ادامه تحصیل نقشی داشته باشد؟

راستش من چون از خانواده ام دور بودم(در مدت تحصیل بیشتر خوابگاه بودم) کار خاصی نمی توانستند انجام دهند، اما مادرم همه را از تلفن کردن به من در طول مدتی که برای کنکور می خواندم منع می کرد، طوری که برادر کوچکم گاهی دور از چشم مادرم به من زنگ می زد.

والدینتان تحصیلات دانشگاهی دارند؟

پدرم لیسانس برق دارد و مادرم دیپلمه و پرستار است.

و نقش اطرافیان و دوستان؟

من و چند نفر دوستانم در خوابگاه یک گروه تشکیل داده بودیم و با هم مطالعه می کردیم (البته در اتاق مطالعه)، ابتدا ساعات مطالعه مان کم بود ولی کم کم آن را افزایش دادیم، به طوری که در اواخر آبان حدود10 تا 11 ساعت در دروز مطالعه می کردیم و این روند را تا روزهای آخر ادامه دادیم.

از چه زمانی شروع کردید؟

از اواسط شهریور شروع کردم. اما وقتی که به تهران آمدم و ترم جدید شروع شد، درس خواندنم برای کنکور جدی شد.( آن موقع من دانشجوی ترم 7 بودم.) البته من دو روز به دانشگاه می رفتم ولی در بقیه روزها سعی می کردم همین حدود 10الی 11ساعت را درس بخوانم.

رتبه بقیه بچه های گروه چطور شد؟

فکر می کنم همه قبول شدند، ما حدودا 10 نفر بودیم که بعد از من پایین ترین رتبه 55 و بالاترین 673 بود.

پس گروه موفقی بوده اید؟

بله، واقعا گروه خوبی بودیم، حس خوبی که بین بچه ها داشتیم باعث می شد درس خواندن برای ما لذت بخش شود و از درس خواندن خسته نشویم. گاهی در همان سالن مطالعه یک دو ساعتی را هم به شوخی و گفتگو با یکدیگر می گذراندیم اما بقیه وقت را جدی می خواندیم. (البته وقتی بقیه بچه ها نبودند.)

آیا شما در آزمون های آزمایشی شرکت کردید؟

بله

چه طور بود؟

جز یک مورد که 2 شد در بقیه آزمون ها در گرایش قدرت نفر اول بودم.

نظر شما در مورد آزمون های آزمایشی چیست؟

به نظر من اگر کسی در آزمون های هر موسسه ای ثبت نام می کند، نباید فقط روی آزمون ها تکیه کند، چون نتیجه خاصی نمی گیرد. منظورم این است که باید مطالعه خود را با برنامه ازمون های همان موسسه هماهنگ کند، با برنامه ریزی و منظم درس بخواند و از کنکور آزمایشی به عنوان محک زدن آموخته هایش بهره ببرد. از طرفی به نظر من نباید نتایج این آزمونها را خیلی جدی گرفت و نا امید شد ولی به هر حال در همان حدود خود نیز مفید هستند. آزمون ها باعث می شوند تا روند مطالعه یکنواخت نباشند و در واقع تنوعی در راه درس خواند ایجاد می کنند.

چه کتاب هایی را مطالعه می کردید؟

همان کتاب ها و جزواتی که بقیه استفاده می کردند ، برخی را خودم تهیه کرده بودم و برخی را از دوستانم می گرفتم؛ مثلاً درس ماشین و مغناطیس انتشارات پردازش، کتاب کنترل آقای اریاز برادرانی و درس مدار جزوات استاد عبدالعلی خانم واسقی.

روی تست ها چه طور کار می کردید؟

من با توجه به اینکه از کتابهای کنکوری نیز استفاده می کردم در واقع در همان زمان درس خواندن و در پایان هر فصل تست هایی را که در آزمون های مختلف مطرح و گردآوری شده بود را حل می کردم. خوشبختانه تستهای این کتابها اکثرا مربوط به آزمونهای قبل از 82 بود و تست های سال های آخر را چون تا به حال در کتاب ها ندیده بودم، تازگی خود را برایم حفظ کرده بود و حدود یک ماه و نیم آخر را بیشتر به مرور و حل تست های 76 به بعد اختصاص دادم، و البته کنکورهای سال های اخیر را به صورت زمان دار حل می کردم و سعی می کردم سرعتم را هم بالا ببرم. البته در مورد درس الکترومغناطیس احساس می کردم که به تمرین بیشتری احتیاج دارم و تستهای قبل از 76 را نیز حل کردم.تست های آزمون های آزمایشی موسسات هم از منابع من برای تست زنی بود. حل تست های فراوان باعث شده بود که در جلسه آزمون احساس کنم که مشابه همه تست ها را دیده ام و تقریبا هیچ تستی برایم جدید نبود.

المپیاد چه طور بود؟

همان طور که می دانید مرحله اول المپیاد علمی دانشجویی همان آزمون کارشناسی ارشد است و من هم با توجه به رتبه ای که کسب کرده بودم به مرحله دوم راه یافتم. ولی در حقیقت مشکلی که در المپیاد وجود دارد این است که تقریبا انگیزه ای برای موفقیت در آن وجود ندارد و من هم به همین دلیل مطالعه مجددی برای مرحله بعدی انجام ندادم و با همان اطلاعات قبلی به سر جلسه رفتم، سوالات هم خوب بود نه خیلی سخت و نه خیلی ساده. ولی زمان بندی آن به گونه ای بود که حوصله آدم سر می رفت. امیدوارم مسئولان برای سالهای بعد انگیزه های خوبی برای بچه ها ایجاد کنند.

به عنوان حرف آخر چه توصیه ای به داوطلبان آزمون امسال دارید؟

پیشنهاد می کنم که علاوه بر اینکه خوب درس می خوانند تست هم زیاد حل کنند. اگر نگاه کنید روند کلی تست در سالهای مختلف تقریبا ثابت است و این طور نیست که مثلا یک سال سبک سوالات به کلی تغییر کند. در واقع با توجه به وقت محدود در سر جلسه داوطلبان باید وقت خود را تنها بر روی تست های آشنا متمرکز کنند و از تلاش برای حل تست های جدید خودداری کنند چون وقت زیادی از آنها خواهد گرفت.










مصاحبه با آقای محسن محسن نژاد، رتبه 19 کنکور مهندسی برق- گرایش قدرت سال 88


>> آقای محسن نژاد از خودتون بگویید، کجا درس میخونید؟ ورودی چه سالی هستید؟ کجا قبول شدید؟ و ....


من محسن محسن نژاد هستم، رتبه 19 مهندسی برق، گرایش قدرت کنکور کارشناسی ارشد 88 که موفق شدم در گرایش قدرت- سیستم دانشگاه تهران قبول بشوم. متولد گرمسار هستم و ساکن تهران. ورودی 82 کارشناسی دانشگاه صنعتی شاهرود بودم و معدل کل من 19/15 بود. لازم است که بگم یک سال مهمان در دانشگاه علم و صنعت بودم که به عنوان نقطه عطف دوره تحصیلم میتوانم عنوانکنم.


>> سال پیش در کنکور شرکت کردید؟

من در کنکور سال 86 بصورت کاملاً آزمایشی شرکت کردم. برای کنکور سال 87 مطالعه کردم که رتب هام 1000 شد و مهندسی پزشکی هستهای شبانه شیراز قبول شدم، ولی چون در دوره کارشناسی در شهرستان بودم، دوست داشتم که برای دوره ارشد حتماً در یکی از دانشگاههای تهران درس بخوانم.


>> علت این که تهران را ترجیح میدادید، به خاطر سکونت شما در تهران است؟

نه. من همانطور که گفتم، یک سالی که در دانشگاه علم و صنعت مهمان بودم، تفاوت بین تدریس اساتید را لمس کردم. از طرفی امکاناتی از قبیل آزمایشگاههای پیشرفته در دانشگاههای پایتخت متمرکزتر است و همچنین انگیزه ادامه تحصیل در مقطع دکتری از جمله دیگر دلایل من بود.


>> از چه زمانی برای کنکور 88 شروع به مطالعه کردید؟ 

من با توجه به اینکه در سال قبل درسها را یکبار خوانده بودم، یک پیش زمینه ذهنی داشتم. بنابراین از مهر 87 شروع به مطالعه کردم که شامل مرور، مطالعه دوباره و حل مساله بود. در ابتدا با روزی 5 الی 6 ساعت مطالعه شروع کردم که در ماههای آخر به روزی 10 الی 12 ساعت افزایش دادم.

>> به نظر شما با اهمیتترین دروس در کنکور کدامها هستند؟ 


به نظر من مدار و ریاضی بسیار با اهمیت دارند که اگر کسی این دروس را بطور میانگین بالای 50 درصد بزند، رتبهی خوبی میتواند کسب کند، البته به شرطی که درصد دروس دیگر هم متناسب با این دروس باشد. به این جهت من این دو درس را هر روز مطالعه کرده و مساله حل میکردم. بعد از ظهرها هم برای سایر دروس وقت میگذاشتم.



>> کجا درس میخواندید؟

من خانه درس میخواندم و از خانوادهام برای ایجاد یک محیط آرام متشکرم.

>> در آزمونهای نصیر شرکت کردید؟

بصورت حضوری شرکت نکردم. فقط دو آزمون نصیر را خریداری کردم و در منزل از خودم آزمون گرفتم و در ادامه از آزمون­های موسسه دیگری استفاده کردم.

>> چرا در بقیه آزمونها شرکت نکردید؟

سوالهای آزمون در سطح خوبی بود، اما به نظر من شکل دفترچهها به فرم استاندارد نبود و متفاوت با کنکور واقعی بود.

>> در کلاسهای آمادگی برای کنکور نصیر شرکت کردید؟ 

من در کلاس کنکور مدار مهندس کهن و مغناطیس مهندس اشرفیان شرکتکردم، که برای دانشجوهای کنکوری توصیه می­کنم که از این کلاسها حتماً استفاده کنند. به همین دلیل من مدار را در کنکور 60% و مغناطیس را 40% زدم که درصدهای بالایی بود.

>> برای آزمون استرس داشتید؟ 

عامل استرس به نظر من دو مورد است. یکی این که آدم امید نداشته باشد و دیگر اینکه انتظار بیجا از خودش داشته باشد. من درسها را خواندم، تمرین کردم و کنکور دادم و به خدا توکل کردم. حالا کجا قبول بشوم و با چه رتبهای، اون را سپردم به خدا.

>> از چه زمانی شروع به تست زنی کردید و از چه مرجعی استفاده میکردید؟


در مجموع تست همیشه میزدم و بصورت مساله حل میکردم. که در ماه آخر با شدت بیشتری جلو میرفتم. من تستهای مجموعه سوالات سالهای گذشته کنکور را در حدود 4 الی 5 بار زدم، که به نظرم هرچه بیشتر دانشجو مسلط بشود - نه حفظ- شانس موفقیتاش بالاتر است که این سوالات استاندارد بوده و از سوالهای مولفی مطلوبتر است.

>> تست را با در نظر گرفتن زمان میزدید؟ 
من فقط در کنکورهای آزمایشی که شرکت میکردم با زمان تست میزدم که برای من کافی بود.

>> نظر شما در مورد کنار گذاشتن مطالعه یک درس، به این صورت که یکی از دو درسی که در یک دفترچه آزمون گرفته میشود، را انتخاب کنیم و درس دیگر را صفر درصد بزنیم، چیه؟

به هیچ وجه توصیه نمیکنم که این کار رو انجام بدهید. درصد صفر اصلاً جالب نیست، کسی یک تست درست بزند خیلی تاثیر دارد.


>> سوال شانسی زدید؟ 


به نظر من کنکور ارشد، کنکور درست زدن هست. من سوالاتی که شانس 50-50 بود را نزدم. در دو مورد شانس 60-40 بود که گزینه غلط را زدم. در دو مورد هم 80-20 بود که درست زدم.

>> دوره کنکور تفریحات شما چی بود؟

ورزش میکردم، موسیقی گوش میدادم. معمولاً آن روزهایی که کلاس میرفتم یا عصر روزهایی که آزمون آزمایشی داشتم به تفریح و استراحت میکردم.

>> بهترین زمان شروع کردن مطالعه برای کنکور کی هست؟

من چون قبلاً مرور کرده بودم از مهر شروع کردم، ولی اگر کسی از تابستان شروع کند بسیار مطلوب است.


>> دوره زمانی درس خواندن برای کنکور، خسته شدید؟

خب هرکسی افت و خیز دارد ولی باید این افتها را به نحو احسن رد بکند. یک ماه آخر بسیار دوره با اهمیتی هست که ساعات مطالعه باید افزایش یابد. من در این ماه آخر، خلاصههایی که قبلاً تهیه کرده بودم را مرور میکردم و تستهای مجموعه سوالات کنکور سالهای پیش را در حدود 2 یا 3 بار زدم.

>> از تجربه کنکور بگویید، مخصوصاً زمان بین کنکور روز اول و دوم؟

 به نظر من روز اول بسیار تعیین کننده است که اگر کسی خوب امتحان را گذرانده باشد، برای روز دوم استرس کمتری دارد. زمان بین دو کنکور هم مهم است که ذهن را باید برای کنکور روز بعد آماده کرد.


>> دست آخر، حرف دلتون رو بگویید؟

به نظر من حضور خدا و توسل به امام زمان (عج) برای من موجب آرامش و قوت قلبی است.توصیه من این است که از این دو مورد غافل نشوید. حتی بعضیها میگفتند زمان کنکور آدم وقتی روزه میگیرد به درسها نمیرسه. ولی من نیروی بیشتری می­گرفتم. اطاعت خدا بالاتر از یک آزمون کنکور است. 

در پایان هم از تک تک اعضای خانوادهام برای کمکهایشان به من کمال تشکر را دارم.







مصاحبه با رتبه 21مهندسی برق-قدرت



آقای یوسف شهبازی ، ورودی 82 مهندسی برق دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی ، پذیرفته مهندسی برق- قدرت دانشگاه تهران با معدل 16.5 و درصد های ریاضی 71% ، مدار 22% ، کنترل 84% ، بررسی 47%، ماشین 36%، الکترومغناطیس 71% و زبان 11% .



◄لطفا بفرمایید از چه زمانی مطالعه برای کنکور را آغاز کردید؟


در ابتدا می بایست این موضوع را مطرح کنم که من در آزمون کارشناسی ارشد 86 هم نسبتا جدی شرکت کرده بودم و گرچه رتبه چندان جالبی کسب نکردم ولی به نوعی می توان شروع مطالعات مرا از سال قبل به حساب آورد. مطالعه برای آزمون قبلی را از مهرماه 85 شروع کردم و با توجه به اینکه زمانی که واحدهای درسی دوره کارشناسی از من می گرفت به طور میانگین 3 ساعت در روز مطالعه داشتم که از 2 ساعت در اوایل تا حدود 5 ساعت در نزدیکی های کنکور متغیر بود. متأسفانه ترم پاییز در کلاسهای کنکور شرکت نکردم و مجبور شدم در ترم زمستان از کلاسهای نصیر استفاده کنم، آن موقع ترم زمستان هم به سبک ترم های تابستان و پاییز برگزار می شد و محدود به دوره حل تست نبود. خلاصه گرچه خودم را تا حد زیادی برای کنکور آماده کردم ولی چیزی را که کلید موفقیت در آزمون ارشد است و ((تسلط بر مباحث)) می باشد را کسب نکردم و همین موضوع باعث شد تا نتوانم به نتیجه مطلوبم برسم و تنها حاصل من از آزمون تجربه بود.

برای آزمون 87 از آبان ماه شروع کردم، البته کمی دیر بود زیرا من ابتدا قصد شرکت در آزمون را نداشتم وحتی واحدهای درسی ام را هم به طور کامل به اتمام رسانده بودم ولی با صحبت های خانواده والبته دوستان دانشگاه تصمیمم عوض شد. برای آزمون برنامه نسبتا پایداری داشتم و خیلی با نزدیک شدن به کنکور تغییر نداشت.



◄برنامه ریزی شما برای کنکور به چه صورتی بود؟

در واقع من سعی کردم خیلی راحت ولی جدی با کنکور برخورد کنم، برنامه ای که بچه های هم اتاقی خوابگاه برای مطالعه خود طرح کرده بودیم به گونه ای بود که در صورت اجرای کامل 10 ساعت در روز درس می خواندیم ولی ساعت واقعی حدود 7 ساعت مطالعه بود و این موضوع باعث تعجب بقیه بچه های خوابگاه شده بود اما به نظر من اگر مطالعه دقیق و با تمرکز باشد خیلی بهتر از این است که از نظر کمی زیاد باشد. به عقیده من برای کسی که پایه خوبی داشته و از نظر مفهومی با مباحث مشکلی ندارد حدود 5 ساعت مطالعه در روز کاملا کافی است.


◄منابع مطالعه شما چه بود؟

اوایل که شروع کردم بیشتر از روی جزوه هایی که در کلاسهای نصیر نوشته بودم می خواندم ، البته در درس های مدار و کنترل خطی از کتابهای پردازش هم استفاده کردم. به تدریج از مطالعه جزوات کم کردم و به سراغ تست های سالهای قبل رفتم به این صورت که ابتدا تعدادی از دروس را به طور کامل تمام کرده و با شروع دروس بعدی در زمینه دروس قبلی تست حل می کردم و سعی کردم هیچ گاه از حل تست فاصله نگیرم چرا که به نظر من یکی از اصلی ترین عوامل ایجاد تسلط حل تست های استاندارد به ویژه تست های سالهای گذشته کنکور است.

در بعضی از درس ها نکات مهم را قبل از هر بار تست زنی مرور می کردم تا به ذهن سپرده شوند.

نکته دیگری که در برنامه ریزی لحاظ کردم استفاده از تست های سالهای گذشته بود به این صورت که مباحثی که در سالهای قبل خیلی روی آنها تأکید شده بود را بیشتر از بقیه مباحث مطالعه می کردم و سعی می کردم میزان مطالعه مباحث با اهمیت آنها در آزمون سالهای قبل متناسب باشد البته این را هم در نظر داشتم که این کار خیلی هم قابل اعتماد نیست.


◄چرا برای مطالعه به سراغ کتابهای کنکوری نرفتید؟

به نظرم مطالب جزوه هایی که سر کلاسهای نصیر نوشته بودم مباحث آزمون کارشناسی ارشد را پوشش می داد و علتش هم این است که خود اساتید هم به سوالات آزمون سالهای مختلف احاطه کافی دارند و مطالب اصلی را هیچ گاه از قلم نمی اندازند.

از طرف دیگر احساس کردم که با مرور و حل تست های سالهای قبلی خیلی بهتر از کتابهای پراکنده بر روی مباحث تسلط پیدا خواهم کرد.


◄آزمون 86 چه درس هایی برای شما داشت؟

مهمترین درسی که از آزمون قبلی گرفته بودم این بود که اگر آدم بر روی 70 درصد مطالب مسلط شود بهتر است تا 100 درصد مطالب را بدون تسلط یاد بگیرد.

نکته ای هم که از بررسی آزمون سالهای اخیر می توان پی برد این است که بین میزان مطالعه دروس ریاضیات، کنترل و اخیرا الکترومغناطیس و میزان پاسخگویی به سوالات، نسبتی تقریبا خطی وجود دارد به طوری که اگر بیشتر بخوانید بهتر می توانید تست بزنید، دروس مدارهای الکتریکی و بررسی سیستمهای قدرت حالت بینابینی دارند ولی مثلا درس ماشین های الکتریکی خیلی از این قاعده تبعیت نمی کند؛ لذا وقت های اضافه و مرور های مکرر را بهتر است به سه درس اول و بعد درس های دیگر اختصاص داد، البته من از نظر گرایش قدرت به موضوع نگاه کردم و در مورد برخی دروس نظیر الکترونیک ایده ای ندارم.
◄شرکت در آزمون های آزمایشی چه مزیتی برای شما داشت؟

برخی از تست ها که جالب بود و البته کمی سخت تر از کنکور، آدم را تحریک می کرد تا روش حل آنها را یاد بگیرد و به مرور مطالب کمک می کرد و در ایجاد انگیزه برای مطالعه بیشترموثر بود.


◄برنامه ریزی شما برای درس زبان چگونه بود؟

من خیلی روی زبان سرمایه گذاری نکردم؛ زبان عمومی را که اصلا نخواندم برای زبان تخصصی هم کتاب راهیان ارشد را مطالعه کردم که خیلی موثر نبود.

◄یک ماه تأخیر در برگزاری آزمون تأثیری در روند مطالعه شما داشت؟

بله، خیلی خوب بود، این یک ماه را هم به مرور و حل تست ها اختصاص دادم .


◄اگر نکته یا پیشنهاد دیگری دارید بفرمایید؟

توصیه من به داوطلبان این است که از تست های سالهای قبل غافل نشوند برای حل خیلی از سوالات نیاز به ایده هایی است که می توانند این ایده ها را در آزمون های قبلی ببینند و یاد بگیرند.

برای مطالعه به ویژه در این روزهای پایانی مکانی را انتخاب کنند که آرامش لازم را داشته باشد و بتوانند با آسودگی در آنجا درس بخوانند.

البته این را هم بگویم که به نظر من کنکور به صورت فعلی معیار مناسبی برای مقایسه افراد نیست گرچه با توجه به تعداد زیاد شرکت کنندگان تنها راه انتخاب است.

در مورد زبان هم بهتر است این درس از فهرست دروس آزمون خارج شود، زیرا در حال حاضر درس زبان تأثیر زیادی در قبولی در برخی رشته ها دارد و در واقع سطح علمی و آشنایی با زبان داوطلبان به صورت مختلط سنجیده می شود.

برای سنجش سطح زبان هم آزمون جداگانه ای به عنوان پیش شرط شرکت در آزمون کارشناسی ارشد برگزار شود و داوطلبان ملزم به کسب یک حداقل نمره از این آزمون باشند.

در پایان از زحمات و به ویژه کمک های روحی خانواده و دوستان هم اتاقی ام تشکر می کنم.







مصاحبه با رتبه برتر آزمون اتوماسیون و ابزار دقیق

1387/09/16
مصاحبه شونده : آقای حاجی سامی
◄آقای ابوالفضل حاجی سامی، دانش آموخته مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی، معدل موثر 20/16 ، رتبه 13 آزمون کارشناسی ارشد اتوماسیون و ابزار دقیق.

◄با سلام، آیا امسال نخستین بار بود که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کردید؟
من قصد شرکت در آزمون قبلی را نیز داشتم و تابستان 85 هم کم و بیش مطالعه می کردم ولی با شروع ترم احساس کردم که با وجود واحد های درسی کار برایم مشکل خواهد بود و تصمیم گرفتم دوره کارشناسی را پنج ساله تمام کنم. ترم نهم را هم مرخصی گرفتم و وقت خود را تنها به کنکور ارشد اختصاص دادم.

◄برای آزمون امسال از چه زمانی شروع به مطالعه کردید؟
از تابستان با شروع کلاسهای کنکور درس خواندن من هم آغاز شد. کلاسهای الکترومغناطیس، مدارهای الکتریکی و سیگنال را در موسسه نصیر ثبت نام کردم البته کلاس الکترونیک هم می رفتم. پاییز کلاس دیگری نگرفتم و تنها در آزمون ها شرکت می کردم.

◄رتبه شما در آزمون ها در چه حدودی بود؟
حدود 1 یا 2، بدترین رتبه ام 6 بود. البته رتبه برایم مهم نبود، سوالها کیفیت خوبی داشتند و مهم تر از آن تجربه جلسه آزمون بود که برایم ارزشمند بود.

◄برای مطالعه جای مشخصی را انتخاب کرده بودید؟
من به همراه یکی از دوستان دانشگاه برای کنکور می خواندیم. از همان 15 تیر که شروع کردیم از صبح ساعت 8 به کتابخانه دانشگاه شهید بهشتی می رفتیم و اگر کلاس نداشتیم تا 10 شب می ماندیم و با هم درس می خواندیم. در اوقات استراحت هم باهم بودیم و خلاصه سعی می کردیم دوران کنکور سخت نگذرد. این رویه را تا زمان کنکور ادامه دادیم، در این مدت به طور مفید 7 تا 8 ساعت درس می خواندیم. به نظرم درس خواندن باهم خیلی به حفظ انگیزه من کمک کرد.
در تابستان بیشتر تمرکز من بر درس هایی بود که کلاس می رفتم، هر هفته درس های هفته پیش را از روی جزوه مرور می کردم و بعد همان مباحث را از روی کتابهای کنکوری می خواندم و تست می زدم. البته در درس های الکترونیک، مدار و سیگنال پیش از مطالعه جزوه ابتدا کتاب و مراجع اصلی را مطالعه می کردم و بعد به سراغ جزوه استاد می رفتم. غیر از این درسها کنترل را هم در تابستان خواندم. در واقع قصد داشتم که تقریبا تمام درسها را در تابستان تمام کنم که تا حد زیادی موفق شدم. درس های معادلات، آمار و ریاضی را هم گذاشته بودم که ترم پاییز با کلاس پیش بروم که نشد و آنها را هم خودم در پاییز خواندم.

◄و در پاییز؟
غیر از مطالعه دروس ریاضی، بیشتر پاییز به دوره گذشت، سعی می کردم هماهنگ با آزمون های نصیر پیش بروم و با توجه به سرفصل هر آزمون مباحث را از کتابهای تست می خواندم و تست می زدم و این روال تا آزمون 100 درصد ادامه داشت. بعد از این مرور کلی دیگر برنامه چندان مشخصی برای مطالعه نداشتم، بیشتر وقتم صرف تست زدن می شد و سعی می کردم در همه درس ها تست بزنم.
با توجه به اینکه به موقع شروع کرده بودم زمان کافی داشتم، به ویژه که آزمون هم یک ماه عقب افتاد و باعث شد تا یک ماه آخر را به کتاب مجموعه سوالات کنکور اختصاص دهم . البته با توجه به محدودیت تست ها ، آزمون های موسسات مختلف را هم حل می کردم.

◄در روز های آخر درس ها را مرور نمی کردید؟
مرور می کردم ولی از طریق خلاصه هایم. من اول پاییز شروع به خلاصه برداری کردم و خلاصه های خوب و مفیدی برای خودم تهیه نمودم و در مطالعات بعدی تنها خلاصه ها را می خواندم. بعضی از دوستانم هم از خلاصه هایم استفاده کردند و در این چند وقت هم خیلی از کنکوری های امسال از خلاصه هایم کپی گرفته اند تا استفاده کنند. به نظرم کار خوبی بود و کاش از تابستان این کار را شروع کرده بودم.
در دوره نهایی سعی می کردم زمان مشخصی را به مطالعه خلاصه ها اختصاص دهم، مثلا در 3 ساعت کل مغناطیس را می خواندم و بعد به سراغ تست ها می رفتم، اگر حین تست زنی به مشکلی برخورد می کردم دوباره خلاصه ها را نگاه می کردم.

◄برنامه ریزی شما برای درس زبان به چه صورتی بود؟
من اصلا زبان را نخواندم؛ البته در برنامه ام بود که در ماه آخر بخوانم ولی باز ترجیح دادم که این زمان را به درس های دیگر اختصاص دهم اما احساس می کنم که کار خوبی نکردم. اصولا به نظرم رها کردن یک درس کار اشتباهی است و باید تلاش کرد تا هر درسی را تا حد قابل قبولی خواند.

◄منابع شما برای مطالعه؟
ریاضی مهندسی: جزوه دکتر معتقدی و کتاب های تست دکتر نیکوکار.
مدارهای الکتریکی: جزوه دکتر ملک محمد ، کتاب درس و تست انتشارات جهش و رهیافت حل مساله 1 و 2 .
کنترل: کتاب آریاز برادرانی.
سیگنال و سیستم: جزوه مهندس کهن ، کتاب اپنهایم و کتاب تست راهیان ارشد.
الکترونیک: جزوه دکتر لطیفی ، کتاب سدرا ، کتاب تست راهیان ارشد و رهیافت حل مسأله 1 و 2.
مغناطیس: جزوه مهندس اشرفیان، رهیافت حل مسأله و کتاب پردازش.

◄چه طور شد که به رشته اتوماسیون علاقه مند شدید و این رشته را به عنوان رشته دوم خود انتخاب کردید؟
من از ابتدا خودم را برای آزمون مهندسی برق آماده می کردم ولی با توجه به امکان انتخاب رشته دوم تصمیم گرفتم در آزمون رشته اتوماسیون هم شرکت کنم. چون هم بازار کار خوبی دارد و هم عناوین دروس آزمون این رشته در رشته مهندسی برق نیز وجود دارد.
البته در نهایت با توجه به اینکه به گرایش مخابرات علاقه بیشتری داشتم و از سوی دیگر با توجه به اینکه دوره کارشناسی ارشد اتوماسیون در جنوب برگزار می شودبا توجه به رتبه 103 خود در آزمون مهندسی برق تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل گرایش مخابرات سیستم را انتخاب کنم و از انتخاب خودم هم راضی هستم.







مصاحبه با رتبه 6 آزمون کارشناسی ارشد مهندسی برق

1387/07/27
مصاحبه شونده : خانم رضوی
خلاصه : اگر خود را نسبت به هدفتان توجیه کنید مشکلی باقی نمی ماند


اگر خود را نسبت به هدفتان توجیه کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت


با سلام لطفا خودتان را معرفی کنید.

زهرا رضوی فارغ التحصیل رشته برق گرایش کنترل از دانشگاه شریف هستم. در کنکور کارشناسی ارشد امسال رتبه 6 را کسب کردم.

ورودی چه سالی هستید و با چه معدلی فارغ التحصیل شدید؟

ورودی سال 82 هستم و با معدل 17 فارغ التحصیل شدم.

امسال سال دومی بود که کنکور می دادید؟

خیر، چون تیر 86 من هنوز 9 واحد نگذرانده داشتم و ترم پاییز هم به خاطر مقارن بودن با کنکور مرخصی گرفتم، تیر ماه امسال فارغ التحصیل شدم.

از چه زمانی شروع کردید؟

خیلی مشکل روی مفاهیم نداشتم بنابراین از مهر شروع کردم البته در ابتدا سبک تر می خواندم. اما دو ماه آخر حدود 7-8 ساعت مطالعه داشتم. البته این تعداد ساعت به کیفیت مطالعه وتفاوت در پایه درسی بستگی دارد.

از چه کلاس ها یا آزمون های آزمایشی استفاده می کردید؟

من کلاس نمی رفتم اما در برخی آزمون های موسسات پارسه و نصیر شرکت کردم. برای مطالعه هم از جزوات خودم و موسسات کنکور استفاده می کردم. تست های راهیان ارشد و تستهای سال های گذشته را هم می زدم. برای درس کنترل که برایم مهم بود از تست های کتاب آریاز برادرانی بهره بردم. یک ماه آخر هم تست های سال های گذشته را حل می کردم.

تاثیر کنکور آزمایشی چه بود؟

در تنظیم وقت کمک می کرد و ضمناً استرس کنکور اصلی را کم کرد. دفعات اول حواسم زیاد پرت محیط می شد که باعث می شد وقت زیادی به هدر بدهم.

قبل از کنکور به چه رتبه ای فکر می کردید؟

وضعیتم حساس نبود. واقعیتش من با رتبه 50هم می توانستم رشته و دانشگاهی که می خواستم قبول شوم اما دوست داشتم رتبه ام 25 تا 30 بشود. اما وقتی رتبه ها آمد واقعا فکر می کردم رتبه ام اشتباه شده مثلاً 60بوده و انتظار رتبه 6 را نداشتم.

کنکور چه طور بود؟

راستش با اینکه اصلاً استرسی نیستم اما دقایق اول حواسم به حاشیه آزمون پرت بود تا خود سوالات. روز اول کنکور مدار و ریاضی بود، که بدون پیش زمینه با عوض شدن تعداد سوالات روبه رو شدم. همین باعث شد کمی هول کنم. به نظرم از سال های قبل سخت تر بود. نوع سوالات زبان هم تغییر کرده بود از حالت تخصصی بیشتر به صورت عمومی یعنی لغت و گرامر تبدیل شده بود. اما روز دوم که بقیه دروس تخصصی است اوضاع بهتر بود. و این موضوع به من اعتماد به نفس داد.

چه طور و کجا مطالعه می کردید؟

مدت کوتاهی در کتابخانه مطالعه می کردم اما چون نمی توانم مدت زیادی را یک جا بنشینم و خسته می شدم در خانه ادامه دادم. برای آن مدتی که در کتابخانه بودم با خودم کتاب های غیر درسی هم می بردم و در میان مطالعه هایم می خواندم. به خاطر سکوت بیش از حد کتابخانه خانه را ترجیح دادم، البته گاهی در خانه صداها اذیتم می کرد یا بیشتر می خوابیدم اما در کل برایم بهتر بود. در طول دوره مطالعه برای کنکور زیاد به خودم سخت نمی گرفتم و هر هفته یا 2 هفته یک بار یک رمان را می خواندم. در واقع برنامه ام این طور بود که با خودم شرط می کردم که اگر مقدار مشخصی درس خواندم اجازه کارهای تفریحی غیر درسی دارم و واقعاً عمل می کردم. گاهی هم سری به دانشگاه می زدم و کارهای اجرایی در انجمنی که در دانشگاه عضو آن بودم، انجام می دادم. وقت گیر بود اما در کل برای روحیه ام خوب بود.

اثر گذارترین افراد در موفقیت شما در کنکور چه کسانی بودند؟

اعضای خانواده ام که غیر مستقیم ولی به طور موثر عامل موفقیتم بودند و شرایط آرامی را برای من مهیا می کردند. به خصوص در 3 هفته ای که کنکور به تعویق افتاد، من چند روزی بود که روز شماری کنکور را شروع کرده بودم و فشار درسی زیادی را تحمل کرده بودم و احساس می کردم به حدی که می خواهم رسیده ام و منتظربودم که زودتر کنکور برگزار شود و این تاخیر خیلی اذیتم کرد و بیشترین فشار دوره کنکورم بود، خانواده ام در این مدت بسیار سعی در حفظ روحیه ام می کردند.

اتفاق می افتاد در حین خواندن برای کنکور شدیداً خسته شوید یا به اصطلاح وسط راه کم بیاورید؟

بله راستش چند روز در آبان و آذر اتفاق افتاد که به خاطر خستگی به خودم استراحت بدهم اما حقیقتاً من رشته ام را دوست دارم و از خواندن برای کنکور لذت می بردم . حتی وقتی که چیزهایی را می فهمیدم که در طول دانشجویی برایم مبهم مانده بود یا سطحی خوانده بودم و حفظ کرده بودم، برایم هیجان انگیز بود. چه بسا برای کنکور خواندن باعث شد نگاه جدیدتر و بهتری به رشته ام داشته باشم به همین دلیل هیچ وقت پیش نمی آمد که بخواهم به کلی از کنکور صرف نظر کنم. البته کار آسانی نیست اما اگر شما خود را نسبت به هدفتان توجیه کنید دیگر مشکلی باقی نمی ماند.

کجا را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده اید؟

زمانی نسبت به ادامه تحصیل در دانشگاه کارشناسی ام تعصب داشتم اما چون اطرافیانم می گویند که در این گرایش سطح دانشگاه تهران بالاتر است دانشگاه تهران را انتخاب کردم.

اگر نکته ای مهم به ذهنتان می رسد که در طول مصاحبه اشاره ای به آن نکرده اید، بفرمایید.

اول اینکه بعضی ها می پرسند برای مطالعه دقیق باید سراغ منابع اصلی و عمدتاً به زبان اصلی برویم یا خیر که به نظر من لزومی ندارد. چون این کار حجم مطالب را که به خودی خود زیاد است مضاعف می کند و ممکن است داوطلب خسته و سر در گم شود. این طور وقتها که در فهم مطالبی مشکل دارند بهتر است سراغ کلاس های کنکور یا جزوات آن ها بروند، چون اساتید دقیقاً می دانند هرساله از چه مباحثی در کنکور سوال مطرح می شود طبیعتاً جزوات توضیحات اضافی ندارند. گرچه خودم از هیچ کلاس کنکوری استفاده نکردم.

دوم اینکه اصرار نداشته باشند که وقتی جزوه یا کتابی را می خوانند 100درصد آن را متوجه شوند. تفکراشتباهی که خیلی از داوطلبان دارند این است که مثل کنکور کارشناسی باید همه مطالب را بفهمند و جلو بروند، در حالی که در دوره کارشناسی ارشد منابع سنگین و متنوع هستند. این نباید روحیه آن ها را خراب کند. وسواس در خواندن نداشته باشند مثلاً خود من درس ماشین را با نمره خوبی نگذرانده بودم کلاس هم نمی رفتم وقتی برای اولین بار شروع به خواندن کردم هم چیزی نمی فهمیدم با این حال می گذشتم تا کلیتی از مطلب دستگیرم شود.

با تشکر از شما، برایتان آرزوی موفقیت می کنیم.








اگر زمان به عقب برمی گشت...

1387/07/18
مصاحبه شونده : آقای خدابخش
خلاصه : مصاحبه با رتبه برتر آزمون کارشناسی ارشد هوافضا


مصاحبه با رتبه 7 آزمون کارشناسی ارشد مهندسی هوافضا


حمید رضا خدابخش، کارشناسی هوافضا واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد ، ورودی 87 مکانیک پرواز دانشگاه صنعتی شریف.

شروع مطالعه؟

10 مرداد. در ابتدا سعی کردم تسلط نسبتا خوبی در تمام درس ها بدست آورم و سعی کردم هر سه درس را در دو هفته جمع کنم. دو هفته اول صبح ها ریاضی مهندسی می خواندم، ظهر تا عصر مکانیک پرواز و عصر تا شب هم کنترل. ریاضی مهندسی را از جزوه آقای معتقدی، مکانیک پرواز را از جزوه آقای دکتر پورتاکدوست و دکتر پازوکی و کنترل را هم از کتاب آریاز برادرانی خواندم. از همان ابتدا سعی کردم که در هر درس زیاد تست بزنم و این رویه را تا کنکور ادامه دادم.

دو هفته دوم نوبت به طراحی هواپیما، معادلات دیفرانسیل و سیالات رسید. منبع من برای سیالات کتاب راهیان ارشد و برای معادلات دیفرانسیل کتاب نیکوکار و جزوه معتقدی بود. در درس طراحی هواپیما هم از جزوه استاد خودمان (دکتر پازوکی) استفاده کردم. بقیه تابستان هم تقریبا صرف دوره کردن همین درس ها شد که البته اشتباه کردم، زیرا هر چه می خواندم باز یادم می رفت. به نظر من بهتر است که ابتدا وقت خود را بر روی رفع اشکال و قوی شدن در درس هایی گذاشت که ضعف داریم و سعی کرد با کسب بنیه علمی خوب در تمام درس ها اعتماد به نفس لازم را به دست آوریم و بعد به سراغ دوره و تست زنی محض برویم. در تابستان با توجه به تازه نفس بودن و انگیزه زیادی که داشتم به طور مفید 12 ساعت در شبانه روز مطالعه می کردم .


پاییز؟

از مهر به بعد ساعت مطالعه ام کم کم به شش ساعت در روز رسید چون کمی خسته شده بودم. پاییز درس های ترمودینامیک، ارتعاشات، دینامیک و مقاومت مصالح را هم خواندم. در کنار این کار دوره هم می کردم. من صبح ها را به خانواده ریاضی اختصاص داده بودم و یک روز معادلات و روز دیگر مهندسی می خواندم و دوباره معادلات؛ برای همین ریاضی من خیلی خوب شده بود و ماه آخر با درصد های خیلی خوبی تست می زدم، متأسفانه این موضوع باعث شد با عقب افتادن کنکور من به سراغ درس های دیگر بروم و دیگر برای ریاضی وقت نگذارم، غافل از اینکه ریاضی درس فراری است و خیلی زود فراموش می شود. شاید من جزء معدود کسانی باشم که از عقب افتادن کنکور خوشحال نشدم، به هر حال برنامه ریزی های من برای نیمه بهمن بود و در روزهای اضافه شده به این مدت دیگر حوصله درس خواندن زیاد را نداشتم و این باعث شد برخی از درس ها را فراموش کنم.

زمستان؟

کار خوبی که کرده بودم خلاصه نویسی مطالب بود، غیر از درس های دوهفته اول که ای کاش برای آنها هم این کار را کرده بودم. حدود 200 صفحه خلاصه تهیه کرده بودم که حوالی دی به 40 صفحه چکیده رسید. در دوران مرور، خلاصه ها و چکیده ها را می خواندم و تست می زدم، اگر مشکلی پیدا می کردم به خلاصه هایم مراجعه می کردم و اگر مشکل رفع نمی شد به سراغ کتاب های رفرنس می رفتم و مبحث را با دقت بیشتری می خواندم.در واقع ظهر به بعد را به سه قسمت تقسیم کرده بودم و هر قسمت را به یک درس اختصاص می دادم و سعی می کردم بیشر وقتم صرف تست زدن شود.


زبان؟

برای زبان چندان وقت نگذاشتم زیرا احساس می کردم که مشکل خاصی در این زمینه ندارم. قبلا به کلاسهای کانون زبان می رفتم و در دوران دانشگاه هم سعی می کردم تا حد امکان از مراجع اصلی استفاده کنم و خیلی کم به سراغ ترجمه ها می رفتم. نکته دیگری که باعث شد وقتم را خیلی صرف زبان نکنم، شرکت من در آزمون سال قبل بود که با اینکه مطالعه خاصی برای آن نداشتم مجاز شدم و درصد زبانم هم حدود 70 درصد شد. به تمام کسانی که در درس زبان ضعیف می باشند توصیه می کنم حتماً نرم افزار ماکزیمیم 504 و تافل شرکت نارسیس را تهیه کنند . با استفاده از این برنامه کامپیوتری سودمند با تکنیک جعبه لایتنر در کمتر از چند ماه می توانند چند هزار کلمه خیلی مهم و کاربردی که در کنکور نیز بر روی آنها بسیار تاکید می شود را به راحتی حفظ نمایند.

کلاس کنکور؟

با توجه به تعریف هایی که از دوستان شنیده بودم از تابستان می خواستم در کلاسهای نصیر شرکت کنم اما با توجه به پرشدن کلاسها میسر نشد، از پاییز در کلاسهای دکتر نایی و مهندس محمدپناه شرکت کردم. کلاسهای آقای محمد پناه واقعا عالی بود، من به هر کسی که در مورد ارشد از من مشاوره خواسته کلاسهای ایشان را معرفی کرده ام.


آزمون؟

در هیچ موسسه ای آزمون رشته هوافضا به طور مستقل برگزار نمی شود و باید در آزمون مهندسی مکانیک شرکت کنیم و با توجه به اینکه برخی درس ها را نداریم خوب رتبه خوبی هم بدست نمی آوریم که احساس کردم ممکن است روی روحیه ام تأثیر منفی بگذارد. ولی اگر زمان به عقب برمی گشت حتما در آزمون ها شرکت می کردم...


تست زنی؟

همان طور که گفتم من خیلی تست حل کردم. نکته ای که در رشته هایی مثل رشته ما وجود دارد این است که گاه سوال رشته دیگری در آزمون چند سال بعد رشته دیگری تکرار می شود؛ برای همین بهتر است که تست های رشته های دیگر را هم حل کنند. برای مثال در درس کنترل من تمامی تست های برق، مکانیک و مهندسی هسته ای را هم زدم و این خیلی به من کمک کرد و بعضی از بچه ها که فقط تست های هوافضا را زده بودند نتیجه خوبی به دست نیاوردند.

روز کنکور؟

در آزمون مهندسی مکانیک هم شرکت کرده بودم ، آزمون مکانیک پنج شنبه صبح بود و آزمون هوافضا جمعه عصر. شرکت در آزمون مکانیک خیلی برای من مفید بود چون در این آزمون بود که فهمیدم بخش زیادی از دانستنی های ریاضی ام را فراموش کرده ام و در فاصله ای که تا آزمون خودمان داشتیم توانستم تا حدودی این موضوع را جبران کنم. مشکلی که در آزمون هوافضا برایم پیش آمد این بود که ساختمان محل آزمون را اشتباه رفته بودم و رفتن به محل درست و منتظر بازگشت پاسخ نامه و سوال هایم ماندن 20 دقیقه ای را از زمان آزمون من گرفت که باعث شد نتوانم خیلی روی زبان که واقعاً مسلط بودم تمرکز کنم و درصدم 48 شد ولی به هر حال آزمون خوبی بود و مسأله خاصی رخ نداد.


عامل موفقیت؟

انگیزه، به نظر من مهمترین عامل موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد انگیزه است، در آزمون کارشناسی همه انگیزه دارند ولی برخی پشتکار ندارند، اما در ارشد این طور نیست انگیزه حرف اول را می زند. دانشگاه ما اساتید مشترک زیادی با گروه هوافضای دانشگاه شریف داشت و سطح علمی بچه ها خوب بود، هر سال هم چند نفر قبولی درکارشناسی ارشد دانشگاه شریف داشتیم، این موضوع باعث شده بود که من به خودم بقبولانم که می توانم موفق شوم و همین انگیزه قوی باعث شد بتوانم در دانشگاه صنعتی شریف ادامه تحصیل بدهم. از نتیجه آزمون کاملا راضی هستم و اگر حرف از اشتباه یا پشیمانی می زنم تنها برای استفاده کسانی است که صحبت های مرا می خوانند. این را هم بگویم که از اوایل مرداد سال گذشته که قصد شروع به مطالعه را داشتم حدود 10 روزی حسابی با بچه های موفق سال های قبل صحبت کردم که آن هم خیلی موثر بود و در این جا از آن ها هم تشکر می کنم. همچنین از زحمات آقای دکتر پازوکی که همیشه مشوق من بودند نیز تشکر می کنم.



منابع؟

زبان: نرم افزار یادگیری ماکزیمم (از گروه نرم افزارهای نارسیس) (504 و تافل)

ریاضی ها: جزوات آقای معتقدی

ارتعاشات: جزوه آقای محمد پناه

ترمودینامیک (1و2) و سیالات (1و2): کتاب راهیان ارشد

آئرودینامیک1: جزوه آقای دکتر طیبی رهنی (دانشگاه شریف)، کتاب Anderson

آئرودینامک2: جزوه آقای دکتر سلطانی(دانشگاه شریف)، کتاب Anderson

اصول جلوبرنده ها: کتاب Hill & Peterson

مکانیک پرواز 1: جزوه آقای دکتر پازوکی(دانشگاه آزاد)، کتاب Anderson

مکانیک پرواز 2: جزوه آقای دکتر پورتاکدوست (دانشگاه شریف)، کتاب Roskam

کنترل: کتاب آقای آریاز برادرانی

طراحی هواپیما (1و2): جزوه آقای دکتر پازوکی(دانشگاه آزاد)











.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سید محمد صادق میرمحمدی.مهندس برق قدرت.عضو انجمن مهندسین برق و الکترونیک ایران.عضو انجمن انرژی خورشیدی ایران.دارای مدرک بین المللی ماکروسافت.نویسنده ۳ مقاله چاپ شده در زمینه انرژی های نو.حوزه فعالیت در زمینه انرژی های نو و خطوط توزیع برق.طراح چراغهای led.مسلط به رایانه.طراح سایت
نظر سنجی
IS
امکانات وب

.

تعداد بازدید ها: 225358